ماه قدردانی از داوطلبان: مالی و جنا!
توسط جید فیشر، متخصص ارتباطات
سال گذشته، ۶۱۸۷ خانواده و فرد در ... ثبت نام کردند. Ballard Food Bank برای اولین بار. فرآیند شروع خرید از Ballard Food Bank از میز خوشامدگویی شروع میشود: یک پیشخوان سه میزی که درست بین مرکز منابع و کافه مهربانی قرار دارد. چهرههای جدید و آشنا قبل از ورود به بازار، فرآیند پذیرش را با داوطلبان میز خوشامدگویی مانند جنا سانتوس و مالی فیتزموریس آغاز میکنند.
جنا و مالی عضوی از «گروه شب سهشنبه» هستند. لقبی برای گروه چهار نفره که هر سهشنبه برنامهریزی میشوند و کارشان رسیدگی به خرید، راهنمایی مشتریان جدید به بانک غذا، توزیع کارتهای «بدون آشپزی» و توزیع کیسههای «بدون آشپزی» است. نقش میز خوشامدگویی از این جهت منحصر به فرد است که هر داوطلب برای مدت طولانی به شیفت خود متعهد و برنامهریزی شده است. این افراد فداکار، دلسوز و مشتاق هستند که از اولین چهرههایی باشند که هنگام ورود به ما میبینید. مالی و جنا داوطلبان استثنایی هستند که متعهد به تمرکز بر روابط و ملاقات با افراد در لحظه حال هستند. یک ارزش اصلی در Ballard Food Bank .
اینگونه شد که آنها به شیفت خوشامدگویی سهشنبه شبها پیوستند!
داستان داوطلبی مولی: کمک کردن به روشهای خلاقانه
مولی برای خرید از بازارچه رایگان محلی ما، افراد را پذیرش میکند.
از زمانی که مالی حدود شش سال پیش به این محله نقل مکان کرد، او ... Ballard Food Bank حامی. او قبل از تصمیم به شرکت در یک جلسه توجیهی داوطلبانه، هرگز از آن مکان بازدید نکرده بود و دقیقاً میدانست چه نقشی را میخواهد ایفا کند - نقشی رو به جلو که بتواند با همسایگان ملاقات کند.
او به دلیل بدهی وام دانشجویی نمیتوانست آنطور که دوست داشت کمک مالی کند. او به یاد میآورد که با خودش فکر میکرد: «باید داوطلب شوم. باید وقت بگذارم چون وقت دارم.»
دیدن نابرابری در طول زندگیاش در سیاتل، درست جلوی چشمش، باعث شد احساس غم و حتی کمی ناامیدی نسبت به تواناییاش برای انجام هر کاری در مورد آن داشته باشد. این انگیزه بزرگی برای او بود تا داوطلبانه وقت خود را در مرکز امید ما بگذراند. او میگوید: «میخواستم به یک «مشکل» جنبه انسانی بدهم. میدانستم افراد بیخانمان زیادی در بالارد زندگی میکنند و میخواستم راهی برای شناخت مردم داشته باشم، بنابراین وقتی به بیخانمانی به عنوان یک مشکل فکر میکردم، به افراد ناشناسی که نمیشناسم فکر نمیکردم. در عوض، میتوانستم داستانهای واقعی افراد واقعی را که این بحران را تجربه میکنند و اینکه چگونه بر آنها تأثیر میگذارد، درک کنم. میتوانم بگویم که این یکی از ارزشمندترین چیزهایی بوده است که از بانک غذا به دست آوردهام.»
او که در ابتدا عضوی از شیفت شب پنجشنبه بود، تنها چند ماه پیش شیفتش را به سهشنبهها تغییر داد. او میگوید صرف نظر از روز، شما با افرادی که با آنها کار میکنید آشنا میشوید و خیلی سریع با آنها رفاقت برقرار میکنید.
ایجاد روابط با همسایگان به وضوح یکی از شادیهای اصلی اوست. مولی میگوید: «من مطمئناً مشتریان بانک غذا را در خارج از بانک غذا در اطراف محله دیدهام و با آنها سلام و احوالپرسی کردهام. این تفاوت بزرگی ایجاد میکند. مثل اینکه فقط افراد این جامعه را بشناسم، اسم افراد را بدانم. بله، این برای من چیز بزرگی است.»
یکی دیگر از بخشهای مورد علاقهی او در این نقش، زمانی است که میتواند کارت «آشپزی ممنوع» را از پروفایل کسی حذف کند (کارتی که نشان میدهد کسی میتواند اقلام «آشپزی ممنوع» را از پیشخوان فروشگاه بردارد.) او میگوید: «این کار مورد علاقهی من است، زیرا گاهی اوقات مشتریانی که مدت زیادی است به بانک غذا مراجعه میکنند، به پذیرش مراجعه میکنند، ما آنها را بررسی میکنیم و سپس آنها میگویند: «در واقع، من به این کارت «آشپزی ممنوع» نیازی ندارم، زیرا اکنون جایی برای آشپزی دارم. من مسکن دارم.» و این، به نظر من، کار مورد علاقهی من است.»
نقش داوطلبانه او نیز با شغلش بسیار سازگار است. او احساس میکند که برای کمک به جامعه تشویق شده است و بارها با موفقیت کار و داوطلبی را با هم ترکیب کرده است. یک بار برای یک رویداد حمایتشده توسط کار که مواد اولیه ۹۰۰ کیسه غذای بدون پخت را خریداری کرد. تیم کاری او کیسههای اقلام آماده برای غذا را در خطوط مونتاژ ساختند! آنها همچنین رویدادهای جمعآوری کمکهای مالی را در دانشگاه برگزار کردهاند، کارمندان را به اهدای کمکهای خیریه تشویق کردهاند (و در عین حال آنها را با هم هماهنگ کردهاند) و او اعضای تیم را برای کار داوطلبانه جمعهها که بانک غذا تعطیل است، به محل آورده است.
مولی راهحلهای خلاقانهای پیدا کرده است تا بتواند به بهترین شکل ممکن برای موقعیت خاص خود در کنار همسایهها باشد. دیدن این موضوع بسیار الهامبخش است و ما از او به خاطر حضور درخشانش در فضای ما سپاسگزاریم!
داستان داوطلبی جنا: مراقبت از جامعه از طریق غذا
جنا، اصالتاً اهل بوستون، در سال ۲۰۲۳ به بالارد نقل مکان کرد. او اولین بار در اولین رانندگیاش به بالارد، فضای ما را دید. او میگوید: «اگر صادق باشم، اولین کاری که بعد از مستقر شدن انجام دادم، گرفتن کارت کتابخانه و دومین کار، پر کردن فرم علاقهمندی داوطلبانه برای ... بود.» Ballard Food Bank ... من به سیاتل نقل مکان کرده بودم ... و فقط یک نفر دیگر را در شهر میشناختم. داوطلب شدن راهی معنادار برای ایجاد ارتباط، ملاقات با مردم و تثبیت خودم در بالارد به نظر میرسید.
غذا بخش اصلی زندگی و هویت جنا است. او با ما در این باور اساسی که غذا یک حق انسانی است، همنظر است.
« من از یک خانواده بزرگ ایتالیایی-آمریکایی هستم که آشپزی و به اشتراک گذاشتن وعدههای غذایی، راه ارتباط ما با یکدیگر است. در دوران کودکی، خانوادهام صاحب و گرداننده یک بازار ایتالیایی - فرانک آنتونی - در محله سیپورت بوستون بودند. من سالها در آنجا در کنار برادر، عمهها، عموها و پسرعموهایم - بعد از مدرسه، آخر هفتهها و تابستانها - کار میکردم. من عمههایم را تماشا میکردم که چگونه با دقت قفسهها را بر اساس نیازها و خواستههای همسایهها پر میکردند و با الهام از درخواستهای مشتریان همیشگی، غذاهایی درست میکردند. با گذشت زمان، فهمیدم که چگونه غذا میتواند روابط را ایجاد کند، حس تعلق ایجاد کند و به عنوان نوعی مراقبت عمل کند. آن تجربه، این باور را در من شکل داد که دسترسی به غذای مغذی و مرتبط با فرهنگ، نه تنها مهم، بلکه اساسی است. »
جنا شمارهها را برای خریدارانی که صف کشیدهاند، اعلام میکند
اهمیت حق انتخاب. نیاز به غذای مرتبط با فرهنگ. گذراندن اوقات خوش با همسایگان در مورد آنچه میخورند یا درست میکنند. این چیز جدیدی برای جنا نبود.
او توضیح میدهد: «چیزی که در شیفت شب سهشنبههایم دوست دارم این است که فرصت ارتباط با دیگر داوطلبان دائمی، مگ، مالی و کانر، در پذیرش فوری، و فرصت ایجاد روابط با مشتریان دائمی و مشتریان جدیدمان را دارم. در طول سه سال گذشته، شاهد بزرگ شدن نوزادانی بودهام که راه میروند، صحبت میکنند، و نوپا شدهاند، دیدهام که مشتریانی مسکن گرفتهاند و به ثبات بیشتری رسیدهاند، با سگها و گربههای دوستداشتنی بیشماری ملاقات کردهام، و همچنین این فرصت را داشتهام که زندگی مشتریانی را که از دنیا رفتهاند جشن بگیرم. چه کسی مشتری دائمی باشد، چه کسی که فقط یک بار او را میبینم، امیدوارم همیشه به او سر بزنم. میبینم که همکاران پذیرشم هم همین کار را میکنند.»
این نقش همچنین با شغل دورکاری او که در ساعات کاری ساحل شرقی فعالیت میکرد، به خوبی هماهنگ بود. او میگوید رفتن به ساختمان ما درست بعد از پایان روز کاریاش آسان بود. پس از تغییر نقش، یکی از اولین نگرانیهای او حفظ برنامه سهشنبهاش بود. مدیر جنا بلافاصله از او حمایت کرد و در عین حال اذعان داشت که سرمایهگذاری در جامعه محلی به نفع همه ماست.
جنا همچنین میگوید: «بعد از اینکه فهمیدم یکی از داوطلبان و دوستانم، مالی، با موفقیت شرکتش را به این کار جذب کرده، الهام گرفتم که سازمانم را با بانک غذا درگیر کنم. این باعث شد که این کار هم ممکن و هم ملموس به نظر برسد.»
او با جی هی، مدیر مشارکت اجتماعی ما، تماس گرفت تا بررسی کند که چگونه میتوانند یک همکاری ایجاد کنند. به نظر میرسید که هماهنگ کردن این تلاش با شعار روز جهانی زن: «ببخش تا به دست آوری» بسیار مناسب است. برای او، این ایده عمیقاً شخصی است.
جنا میگوید: «چون با صرف وقت و انرژیام برای Ballard Food Bank من خیلی سریعتر از آنچه انتظار داشتم، حس تعلق، هدفمندی و تعلق خاطر پیدا کردهام که باعث شده سیاتل برایم مثل خانهام باشد.
ما بینهایت مفتخریم که جنا را همسایه خود مینامیم. ما از کاری که او انجام میدهد و نقشی که در رساندن غذا و امید به همسایگانمان ایفا میکند، بسیار سپاسگزاریم.
اگر به ایجاد تعادل بین کار داوطلبانه و شغل از ۹ صبح تا ۵ عصر علاقهمند هستید، مالی و جنا توصیههایی دارند!
مولی میگوید: لازم نیست عصرها بعد از کار داوطلب شوید. اگر پولی دارید میتوانید اهدا کنید. میتوانید غذا اهدا کنید. میتوانید یک کمپین جمعآوری غذا راه بیندازید و آن را به بانک غذا تحویل دهید. تعداد قابل توجهی از فرصتهای داوطلبانه وجود دارد که بعد از کار نیستند. مانند رویدادهای آخر هفته.
نکته دیگر این است که پذیرش نیاز به تعهد دارد. شما باید به یک شیفت متعهد شوید. لازم نیست این کار را برای همه این [نقشهای داوطلبانه] انجام دهید. بنابراین شاید احساس کنید که میتوانید یک شب در ماه بعد از کار داوطلب شوید و این محدودیت شماست. این فوقالعاده است. این کار را انجام دهید.
جنا افراد را تشویق میکند که: محل کار خود را به کار و ماموریت BFB وارد کنند. سازمانها هم دسترسی و هم نفوذ دارند، اما گاهی اوقات فقط به یک نقطه ارتباط روشن نیاز دارند. به آنها یادآوری کنید که زندگی و کار در جامعه ما به چه معناست. وقتی افراد و شرکتها به این شکل درگیر میشوند، روابط معنادار و سودمند متقابل ایجاد میشود - و پتانسیل تأثیرگذاری به صورت تصاعدی افزایش مییابد.
جی هی [ Ballard Food Bank مدیر مشارکت اجتماعی [شرکت] برای گپ و گفتی صمیمانه با موضوع «قدرت میزهای مشترک» به ما در شرکت من پیوست. این گفتگو به بررسی معنای به اشتراک گذاشتن غذا و منابع در چارچوب ... پرداخت. Ballard Food Bank و در عین حال به اهمیت فرهنگی گستردهتر غذا به عنوان رابط بین جوامع نیز میپردازد.
واکنش همکارانم فوقالعاده دلگرمکننده بود. ما ۱۰۰۰ دلار برای BFB جمعآوری کردیم و با داوطلب شدن به صورت گروهی در ۲۷ مارس، این حرکت را ادامه میدهیم.
جنا و مالی از طریق سلام و احوالپرسیهای گرم، گفتگوهای مفید و شیفتهای داوطلبانه در روزهای سهشنبه، خود را در جامعه جا انداختند. ما بینهایت سپاسگزاریم که آنها شادی، فداکاری و مهارتهای خود را به ارمغان آوردهاند. Ballard Food Bank .