نمونه کارکنان: سیارا، مدیر روابط با اهداکنندگان

توسط جید فیشر، متخصص ارتباطات

سیارا پیوست Ballard Food Bank وقتی از ساختمان قبلی عملیات را شروع کردیم

وقتی سیارا برای اولین بار در سال ۲۰۲۰ در بانک غذا شروع به کار کرد، حدود دوازده کارمند تمام وقت داشت. اکنون، تقریباً شش سال پس از شروع به کار، سیارا شاهد افزایش تیم به تقریباً ۴۰ کارمند بوده است.

سیارا مدیر روابط با اهداکنندگان در تیم توسعه و ارتباطات است. او اغلب در پشت صحنه قرار دارد و اقدامات بزرگی را برای مرتبط کردن اهداکنندگان مشتاق و اعضای جامعه با برنامه‌هایی که برای همسایگان غذا و امید به ارمغان می‌آورد، انجام می‌دهد.

در دفتر مرکزی، سیارا یکی از اعضای تیم است که با حامیان ما تماس می‌گیرد، پیامک می‌دهد و نامه ارسال می‌کند. او می‌گوید مردم اغلب با او در مورد اینکه چرا به مرکز امید ما کمک مالی می‌کنند و از آن مراقبت می‌کنند، صحبت می‌کنند. اگرچه او احساس می‌کند که فرد بسیار خجالتی است، اما از ملاقات با مردم و یادگیری در مورد آنها لذت می‌برد. همچنین می‌توانید او را در خانه‌های باز که به افرادی که می‌خواهند درباره سازمان ما بیشتر بدانند، سر می‌زنند، پیدا کنید. او در کمک به همسایگان برای اطلاع از اتفاقات روزانه بانک غذا بسیار مهم است.

سیارا می‌گوید: «ما اینجا در بانک غذا برنامه‌های زیادی داریم... اکثر مردم به دسترسی به غذا اهمیت می‌دهند، اینکه مطمئن شوند خانواده‌ها، کودکان و افراد بی‌خانمان غذای مورد نیاز برای زنده ماندن را دریافت می‌کنند. اما بسیاری از مردم نیز به بانک غذا می‌آیند یا با علایق خاص در مرکز منابع اجتماعی ما، کمک‌های مالی و اطمینان از اینکه مردم از مشتریان مدافع برخوردارند، به بانک غذا کمک مالی می‌کنند... بنابراین من همچنین روی کشف علایق و سلایق شخصی کار می‌کنم و به نوعی به مردم کمک می‌کنم تا از طریق کمک به بانک غذا، این را درک کنند.»

سیارا که عاشق تاریخ است و بیش از شش سال است که در بالارد زندگی می‌کند، به خصوص از ملاقات با خیرینی که سال‌هاست این شهر را خانه خود می‌دانند، لذت می‌برد. او داستان‌های بی‌شماری در مورد چگونگی تغییر محله ما و شمال غربی سیاتل در طول این سال‌ها شنیده است.

وقتی از او پرسیده شد که آیا از زمان کار در ... چیز جالبی یاد گرفته است؟ Ballard Food Bank او پاسخ می‌دهد: «این باعث شده طرز فکر کنجکاوی‌ام رشد کند، که به نظرم برای زندگی نیمه‌خوشحالانه در حالی که اوضاع در حال سوختن است، ضروری است.» به عنوان بخشی از این طرز فکر کنجکاوی، او با افرادی که پیوندهای اجتماعی قوی در منطقه دارند، ارتباط برقرار می‌کند. او می‌گوید: «من تار عنکبوت و اینکه چقدر حس کوچکی به شهر می‌دهد را دوست دارم.»

«من اطلاعات بیشتری در مورد تاریخ محله کسب کرده‌ام. وقتی برای اولین بار شروع به کار کردم، وظیفه داشتم وبینارهایی در مورد نحوه نوشتن بیانیه‌های تصدیق زمین برگزار کنم. بنابراین، یادگیری از مردم بومی در مورد نحوه انجام این کار و آشنایی با تاریخ بومیان این محله، واقعاً نکته برجسته‌ای بود.»

[اطلاعات بیشتر در مورد تاریخ بومیان این محله را می‌توانید اینجا بیابید]

فقط فرصت شغلی ترکیبی یا این واقعیت که می‌توانست در محله خودش کار کند، او را به اینجا جذب نکرد. Ballard Food Bank تجربه او در استفاده از بانک‌های غذا و مواجهه با ناامنی غذایی در کودکی، بخشی از تصمیم او برای کار در یک سازمان امدادرسانی به گرسنگان را شکل داد. او به یاد می‌آورد که در کودکی به بانک‌های غذای مذهبی مراجعه کرده و یک کیسه از پیش پر شده با قوطی‌های کنسرو به او داده شده، چون آنها فقط همین را داشتند. Ballard Food Bank برنامه‌های او با آنچه او تجربه کرده بود، تفاوت زیادی داشت. او از انتخاب گسترده اقلام ارائه شده در بازارچه رایگان جامعه ما تحسین می‌کند.

او می‌گوید: «چیزی که واقعاً، واقعاً کار کردن در اینجا را جذاب می‌کرد، پیشنهادات ما برای محصولات بهداشتی و غذای حیوانات خانگی بود. من تمام عمرم با گربه‌ها بزرگ شده‌ام. و با مادری بزرگ شدم که اتفاقات زندگی‌مان را با پول و کوپن غذا تقسیم می‌کرد، و نمی‌توانست هزینه دستمال کاغذی را بپردازد. این خاطره‌ی خاصی است که از این قبیل دارم: «چرا کوپن غذا نمی‌تواند هزینه دستمال توالت را بدهد؟ ما به دستمال توالت نیاز داریم!» حتی الان هم احساساتی‌ام می‌کند، اما فکر می‌کنم واقعاً عالی است که ما این را ارائه می‌دهیم، چون همه لیاقت هر چیزی را که در قفسه‌ها هست دارند، می‌دانید.»

عشق او به بالارد، محله‌های اطراف، و قدردانی از اینکه چگونه این عشق در ... منعکس می‌شود Ballard Food Bank وقتی با او گپ می‌زنید، علاقه‌ی او به همسایه‌هایمان کاملاً مشهود است. شور و اشتیاقش کاملاً محسوس است.

همینطور که صحبت می‌کنیم، به طور گذرا در مورد اینکه ماه مه، ماه میراث آسیایی-آمریکایی‌ها، بومیان هاوایی و جزایر اقیانوس آرام (AANHPI) است، صحبت می‌کنیم. من از دیدگاه خودم به جنبه‌های جذاب این شغل اشاره می‌کنم، از جمله اینکه این تنها محل کاری است که سال نو قمری را با من جشن می‌گیرند - تعطیلاتی که از وقتی به یاد دارم دوست داشتم با خانواده‌ام جشن بگیرم. سیارا می‌گوید دیدن همکارانی مثل من، جی هی و مگی که دانش فرهنگ‌ها و جشن‌های مربوط به خودمان را به بانک غذا می‌آوریم، واقعاً کنجکاوی را برای خودش و میراثش به ارمغان می‌آورد. محیط صمیمی و فراگیر بانک غذا به او الهام بخشیده است که همان نوع شادی را در درون خود با میراثش بخواهد.

او می‌گوید که اخیراً کتابی پیدا کرده که به او کمک می‌کند تا با اولین ترجمه انگلیسی از کتاب «جانگار»، حماسه‌ای شفاهی که تاریخ و مبارزات گسترده عشایر کالمیک را پوشش می‌دهد، با جنبه آسیای مرکزی خود ارتباط برقرار کند.

یک حقیقت جالب دیگر در مورد سیارا این است که او منبع تمام نیلوفرهای اوریگامی است که اگر به دفتر مرکزی بانک غذا، جایی که کارهای اداری بانک غذا انجام می‌شود، رفته باشید، ممکن است دیده باشید. سیارا می‌گوید: «مدت زیادی طول کشید تا اسم خودم را دوست داشته باشم، چون گفتنش برای مردم خیلی سخت بود. معلم‌ها و دانش‌آموزان دیگر در تلفظ صحیح آن مشکل داشتند.» نام او سی-آر-او تلفظ می‌شود. او ادامه می‌دهد: «اما واقعاً از اسمم لذت برده‌ام و اسم میانی‌ام لوتوس است. من به طور خاص یاد گرفتم که نیلوفرهای اوریگامی را مانند یک امضای کوچک درست کنم که سعی کرده‌ام به اکثر افرادی که در بانک غذا کار می‌کنند، بدهم. اگرچه از آنجایی که افراد جدید زیادی اینجا کار می‌کنند، باید دوباره کار کنم.» بسیاری از کارکنان از این نیلوفرها برای تزئین میز و فضای کاری خود استفاده می‌کنند.

این حس شخصیِ کاملاً دوست‌داشتنی، واقعاً برای سیارا جذاب است. به همین دلیل است که او نماینده‌ی بسیار خوبی برای بانک غذا است تا حامیان را به جمع ما در ماموریتمان بیاورد. و در تمام رشد سازمانی شش سال گذشته، داشتن کسی که بتواند تازه‌واردان را با استقبال گرم جذب کند، بسیار ویژه است. او گنجینه‌ای از دانش سازمانی را با خود به همراه دارد. او در ابتدا کار خود را در ساختمان قدیمی آغاز کرد و توانست نام خود را روی تیرکی که اکنون روی سقف انبار قرار دارد، امضا کند. کار و تخصص او در توسعه و ارتباطات، سهم زیادی در رشد ما داشته است.

سیارا در شش سال شگفت‌انگیز حضورش در بانک غذا، به کمپین‌های کپیتال کمک کرده تا از خط پایان عبور کنند، رویدادهای جمع‌آوری کمک‌های مالی تابستانی را آغاز کرده، از تقریباً 30 نفر دیگر از کارکنان استقبال کرده و با افراد دلسوز در سیاتل و فراتر از آن ارتباط برقرار کرده تا بودجه حیاتی را برای پر نگه داشتن قفسه‌هایمان و دسترسی به منابعمان جمع‌آوری کند.

ما خیلی خوش‌شانسیم که همسایه و کارمندی به این اندازه متعهد، کنجکاو و جاافتاده در جامعه‌مان مثل سیارا داریم.

جید فیشر