نمونه کارکنان: جوزو، هماهنگ‌کننده کافه کیندنس

توسط جید فیشر، متخصص ارتباطات

جوزو، که در تصویر سمت چپ دیده می‌شود، به آنها پیوست Ballard Food Bank در ژوئن ۲۰۲۵

پس از ۱۲ سال فعالیت در صنعت رستوران‌داری، خوزه لوپز می‌خواست با انگیزه بیشتری آشپزی کند. برای افرادی که به غذایی که می‌خورند اهمیت می‌دهند.

نه اینکه مشتریان رستوران‌ها به خودی خود اهمیتی نمی‌دادند - او فقط احساس می‌کرد عشقش به غذا با مدهای غذایی و بشقاب‌های اینستاگرامی متفاوت است. او لحظه‌ای را به یاد می‌آورد که احساس کرد غذا از اهمیتش کاسته شده است، زمانی که دید چیزی که او «غذای مبارزه» شخص دیگری می‌نامد، ارتقا یافته و با قیمت ۵۰ دلار سرو می‌شود.

با افزایش هزینه‌های غذا، طبق نظرسنجی امنیت غذایی ایالت واشنگتن، ۷۰ درصد از ساکنان واشنگتن که از نظر غذایی ناامن هستند، به دلیل هزینه‌های بالا، از کاهش کمیت و کیفیت غذای خود خبر داده‌اند. این بودجه‌ها و محدودیت‌های اندک مواد غذایی، جایی است که «وعده‌های غذایی دشوار» از آن پدیدار می‌شوند. بنابراین، اینکه یک رستوران بخواهد تاکتیکی برای بقا را تکرار کند و قیمت‌ها را افزایش دهد، برای جوزو ناخوشایند بود. به خصوص در بحبوحه این واقعیت که ۱۱ درصد از خانوارهای واشنگتن با ناامنی غذایی مواجه هستند.

جوزوئه گفت: «خسته شدم... برای همین می‌خواستم جایی بروم که غذا برایش معنی داشته باشد.»

حالا، او حدود یک سال و اندی است که به عنوان هماهنگ‌کننده کافه Kindness مشغول به کار شده است. او به عنوان عضوی ضروری از تیم، همیشه با بقیه اعضای تیم در حال ایده‌پردازی در مورد دستور پخت غذاها است و وظیفه خود را برای سرو غذاهای گرم و تازه‌ای که می‌توانید تشخیص دهید با دقت و وسواس زیادی تهیه شده‌اند، انجام می‌دهد.

همچنین اغلب می‌توانید او را در کافه یا آشپزخانه در حال واگذاری وظایف، آماده‌سازی تجهیزات، همکاری با تیم برای سفارش و تهیه مواد اولیه، اجرای استانداردهای ایمنی مواد غذایی و خوشامدگویی به مهمانان پیدا کنید.

او واقعاً از آن بخش آخر لذت می‌برد. مخصوصاً وقتی کسی مشتری دائمی او می‌شود و او واقعاً با او ارتباط برقرار می‌کند. او می‌گوید: «آنها مشتری دائمی شده‌اند، وقتی می‌گویی: «خب، خامه و شکر برای تو.» همیشه این را به خاطر داری. می‌دانی، وقتی می‌توانی کسی باشی که با او صحبت کنند. یا وقتی می‌توانی بگویی که خسته هستند و وقتی هفته یا روز سختی را پشت سر گذاشته‌اند.»

او به یاد می‌آورد که خواهر یکی از بازدیدکنندگان همیشگی‌اش می‌گفت از اینکه برادرش می‌تواند به جایی بیاید که چنین غذای خوبی به او می‌دهد، سپاسگزار است. او سپاسگزار بود که هر روز کسی برای او آنجاست. برای جوزو، این قدرت غذاست. واقعاً به معنای اهمیت دادن به کسی است.

جوزو لبخندی گیرا و صبری بی‌پایان دارد. این موضوع به خصوص زمانی اهمیت پیدا می‌کند که تیم می‌تواند در یک روز شلوغ بیش از ۱۵۰۰ وعده غذایی سرو کند. اگرچه او روی حافظه‌اش از نام‌ها کار می‌کند، اما تمام تلاشش را می‌کند و افراد را از روی چهره می‌شناسد. او در این نقش عالی است و برخی از بازخوردهای مورد علاقه‌اش زمانی است که افراد با غذایی که او به همراه تیم در تهیه آن کمک می‌کند، احساس آرامش می‌کنند یا برای آن احساس دلتنگی می‌کنند.

او چند نظر را به یاد می‌آورد و خلاصه می‌کند: «مثل این هستند که 'مرد، از وقتی مادرم بوده مک اند چیز به این خوبی نخورده‌ام' یا 'اسپاگتی به این خوبی نخورده‌ام. مدتی گذشته و من را یاد اسپاگتی‌ای می‌اندازد که مادرم درست می‌کرد.' حس می‌کنم همین است. فقط غذای دلچسبی است و نمی‌شود آن را بالا برد. فقط غذای خوبی است که با عشق درست شده.»

به همین دلیل است که این کافه غذاهای متنوعی سرو می‌کند. آنها از بیش از ۱۰۰ دستور غذا در بیش از ۲۰ کشور استفاده کرده‌اند. ما می‌خواهیم همه بتوانند آن لحظه نوستالژی و راحتی را تجربه کنند. جوزو علاوه بر نقشش به عنوان هماهنگ‌کننده کافه مهربانی ما، مربی برنامه کارآموزی مزرعه آیکو در انومکلا نیز هست که به دانش‌آموزان دبیرستانی تجربه عملی در برداشت محصولات، آشپزی و ارتباط با همسالانشان را می‌دهد.

مزرعه آیکو، مزرعه‌ای متعلق به و تحت مدیریت BIPOC است که برای پیوند مجدد اعضای جامعه با زمین و فرهنگ‌ها از طریق غذا و کشاورزی تلاش می‌کند. جوسو از ابتدا به پرورش برنامه جوانان کمک کرد و آنها اولین برنامه کارآموزی خود را تابستان گذشته اجرا کردند.

می‌توان فهمید که او به کارش در آنجا فوق‌العاده افتخار می‌کند. این دوره به دانش‌آموزان مسئولیت‌پذیری و ایجاد رابطه با زمین و همسالانشان را می‌آموزد. این دوره آنها را توانمند می‌کند و به آنها فرصتی می‌دهد تا در مورد برنامه بازخورد نیز ارائه دهند. او واقعاً از نظرات آنها قدردانی می‌کند زیرا "این باعث ایجاد اعتماد به نفس و توانایی بیان آنچه می‌خواهند می‌شود. ما به آنها فرصتی می‌دهیم تا احساس کنند دیده و شنیده می‌شوند تا بدانند که صدایشان مهم است."

او در طول تابستان هر دوشنبه و چهارشنبه در مزرعه است و به جوانان واشنگتن کمک می‌کند تا با سیستم‌های غذایی محلی ما ارتباط برقرار کنند. کاری که او در مزرعه آیکو انجام می‌دهد، بر کارش در کافه نیز تأثیر می‌گذارد. آن خوراک کاری ماهی سبز خوشمزه (به نام نوم بان چوک) که اوایل تابستان امسال سرو می‌شد، توسط یکی از دانش‌آموزان جوزوئه به او معرفی شد. این دانش‌آموز گفت که این یکی از غذاهای مورد علاقه‌اش است و چقدر او را به یاد خانه می‌اندازد. بنابراین وقتی بانک غذا ماهی زیادی داشت، جوزوئه فکر کرد که از آن دستور غذا برای کافه استفاده کند!

ارتباط او با زمین و نحوه مراقبت و پرورش غذای خود، یک اولویت شخصی و حرفه‌ای است. او گفت: «اگر به اجدادمان برگردیم، آنها می‌گفتند "ما آن را پرورش دادیم، فرآوری کردیم، پختیم و حالا آن را به شما می‌دهیم. انگار افتخاری است که شما این غذا را می‌خورید."»

در ماه مه، او از بودجه توسعه حرفه‌ای که بانک غذا به همه کارکنان برای رشد در حرفه خود ارائه می‌دهد، برای تأمین بخشی از هزینه یک تجربه یادگیری در خارج از کشور استفاده کرد. این یک برنامه فراگیر کشاورزی و پایداری فوق‌العاده منحصر به فرد در کوبا بود که با جامعه، فرهنگ، زمین و بوم‌شناسی از دیدگاهی با محوریت آفریقا-کارائیب سروکار داشت.

روپا ویِخا (Ropa vieja) در کافه و روی بستری گرم از برنج سرو می‌شود.

این تجربه برای جوسو بسیار تأثیرگذار بود. از تاریخ گرفته تا اهمیت رویکردهای جامع بومی و آفریقایی برای کشاورزی احیاکننده و حتی دستور پخت غذاها. اگر غذای روپا ویجا را داشتید، آن هم هدیه‌ای از این برنامه بود. این تجربه سازنده، قدرت و ماهیت شفابخش توانایی پرورش و حفظ منبع غذایی خود را تثبیت کرد. در عین حال، آپارتاید غذایی و تأثیرات ناامنی غذایی را که به طور ناهموار احساس می‌شود، نیز به رسمیت شناخت.

این تجربه آموزشی، نحوه حضور او در جامعه ما را نشان می‌دهد. توجه به غذا از همان قدم اول، همه چیز را برای جوسو تغییر می‌دهد. او به شکلی تقریباً پرانرژی یا معنوی معتقد است که این توجه و عشق را می‌توان از طریق غذا احساس کرد. زیرا مهم است که چگونه آن را پرورش می‌دهید، کشت می‌کنید، برداشت می‌کنید و می‌پزید.

و او بیش از اینکه انرژی مثبت را به غذا اضافه کند، عاشق پخش کردن انرژی مثبت به دیگران است. همانطور که روی لبه‌ی دیوارنگاره نشسته‌ایم، جوزو با هیجان به من می‌گوید که تیم قبل از شروع روز، ساعت ۸:۳۰ صبح یک حلقه‌ی کششی انجام داده است. چیزی که او با خوشحالی از تجربه‌اش در مزارع آیکو به ارمغان آورده است. جوزو توضیح می‌دهد: «این کار قبل از شروع روز ذهن شما را آماده می‌کند و می‌تواند یخ همه را بشکند.»

جوزو در خانه از درست کردن کالدو، غذاهای مدیترانه‌ای مانند حمص و کباب و غذاهای آمریکای مرکزی لذت می‌برد.

او می‌گوید با داوطلبانی کار می‌کند که به اندازه همکاران دوران رستوران‌داری‌اش عالی هستند. مردم برای انجام هر کاری بسیار مشتاق هستند. و شروع مثبت روز تنها راهی است که او می‌تواند برای انجام آن به آن فکر کند. هیچ راهی وجود ندارد که آنها بتوانند بدون داوطلبانشان با این حجم غذا بپزند و او عاشق رابطه‌ای است که با آنها برقرار می‌کند. او تمام وجودش را سر کار می‌آورد و می‌توانید او را در حال شوخی کردن و خندیدن با هر کسی پیدا کنید.

و بعد از یک روز طولانی آشپزی و سرو غذا، حدس بزنید جوزو برای استراحت چه می‌کند؟ درست است، بیشتر آشپزی! «من دوست دارم در خانه خلاق باشم. یخچال را باز می‌کنم و دوست دارم از هیچ چیزی چیزی درست کنم. از دورریزها غذاهای خوشمزه درست کنم... و هر بار که آشپزی می‌کنم فقط با نیت قبلی آشپزی کنم. نوعی آزاد کردن هر احساسی که در طول روز دارم... مثل یک تنظیم مجدد است، حتی با اینکه هنوز در حال پخت و پز است، مثلاً خب، من امروز از همه این افراد مراقبت کردم. حالا بگذارید چیزی را که می‌خواهم به خودم بدهم.»

ما خیلی خوش‌شانسیم که کسی مثل جوزو رو تو تیممون داریم. Ballard Food Bank توجه و دقت او به غذایی که سرو می‌کنیم و نگرشش به اینکه غذا علاوه بر تغذیه‌ی فیزیکی چه می‌تواند باشد، الهام‌بخش است.

او باعث می‌شود که من، همانطور که جوانان می‌گویند، بخواهم بیرون بروم و چمن را لمس کنم. زیرا عشق و توجهی که به غذا می‌شود، مدت‌ها قبل از آماده‌سازی غذا شروع می‌شود. این اتفاق زمانی می‌افتد که ما از سیستم‌های غذایی اطراف خود قدردانی می‌کنیم. وقتی رابطه خود را با غذا از لحظه کاشت و پرورش آن برقرار می‌کنیم. این فلسفه جوزو قطعاً بر پذیرش هر وعده غذایی تأثیر می‌گذارد.

جوسو دستور پخت‌ها، فلسفه‌ها و فرآیندهای نوآورانه‌ای را به سفره می‌آورد. به همین دلیل است که این غذاها مورد تحسین قرار می‌گیرند و تک تک همسایه‌هایی که در کافه مهربانی غذا می‌خورند، از آنها کاملاً لذت می‌برند.

جید فیشر