گیل هزینهاش را میپردازد
توسط جید فیشر، متخصص ارتباطات
گیل و چورو به تعطیلاتی که خیلی به آن نیاز داشتند، در شمال میروند.
روزی که تلفنی با گیل صحبت کردیم، او از یک روز آفتابی و پرانرژی در بریتیش کلمبیا لذت میبرد. او به همراه چورو، دوست دخترش، در ونکوور به تعطیلات کوتاهی رفته است. در بالارد، هوا خاکستری و ابری است.
پیش از این مکالمه تلفنی، من و گیل در ماه اکتبر از طریق یک گروه «هیچی نخر» در فیسبوک، به صورت مجازی با هم آشنا شدیم. در آن زمان، در حالی که مزایای SNAP در هالهای از ابهام بود، تصمیم گرفتیم وجوهی را برای پوشش هزینههای خرید همسایهمان جمعآوری کنیم.
این روزها، گیل فضای بیشتری برای تغییر بودجهاش دارد تا به دیگران در تأمین هزینه غذا کمک کند. اگرچه زمانی به ... تکیه میکرد Ballard Food Bank برای غذا و کمک هزینه برای درخواست شغل.
در اوایل سال ۲۰۲۳، گیل متوجه شد که ساعات کاریاش به طور فزایندهای نامنظم شده است. از آوریل تا سپتامبر، او با ساعات کاری ناپایدار دست و پنجه نرم میکرد و هر هفته تا نیمی از حقوق خود را از دست میداد. وقتی دیگر در آن شغل مشغول به کار نبود و تهیه مواد غذایی برایش به یک چالش تبدیل شده بود، یکی از همسایههایش او را به ... راهنمایی کرد. Ballard Food Bank .
بانک غذا از سپتامبر تا دسامبر به بخشی از برنامه هفتگی گیل تبدیل شد. او مرتباً از بازار محلی رایگان ما خرید میکرد تا برای خودش و پسر نوجوانش غذا تهیه کند. در حالی که منتظر خرید بود، از ناهار در کافه مهربانی لذت میبرد. از او پرسیدم غذاهای مورد علاقهاش در بازار ما چیست و او به سرعت پاسخ داد: «میوه تازه و کالاهای اساسی مانند برنج و لوبیا!» او توضیح میدهد: «وقتی داشتم آنها را میخریدم، دیدم که [کالاهای اساسی ساده] چقدر گران هستند... قیمت لوبیا خشک واقعاً بالا رفت، واقعاً ترسناک بود.»
چورو از گشت و گذار در محلههای شمال غربی سیاتل در کنار گیل لذت میبرد.
گیل در مورد محیط بانک غذا توضیح میدهد: «مردم آنجا خیلی مهربان هستند، احساس میکنم اگر به کمک نیاز داشته باشی، تو را قضاوت نمیکنند.» گیل داوطلبان و کارکنان زیادی را که در طول سه ماهی که بیکار بود به او کمک کردند، به یاد میآورد. او به من میگوید که چورو نابینا است و کارکنان و داوطلبان فوقالعاده با او همراه بودند. قبل از نوازش او، صداهایی تولید میکردند و دستهایشان را جلوی او میگرفتند تا بو بکشند تا نترسد. همین چیزهای کوچک بود که باعث میشد گیل و خانوادهاش احساس راحتی کنند.
پسرش همچنین اشاره کرد که برخی از مواد غذایی درست همین جا در زمین باغ بتی باردن ما کشت میشوند. این گیاهان و محصولات اغلب در غذاهای خانگی که در کافه کینندس ما سرو میشوند، استفاده میشوند. پسرش یک روز که داشتند آنجا را ترک میکردند، به این موضوع اشاره کرد و او تحت تأثیر قرار گرفت. همانطور که او از تنوع محصولات تازه موجود و میزان پروتئینی که یک خانواده میتواند هر هفته از ... دریافت کند، تحت تأثیر قرار گرفت. Ballard Food Bank .
اما غذا تنها یکی از جنبههای سازمان ماست. کارکنان مرکز منابع ما و سازمانهای همکار ما در این فضا، طیف گستردهای از کمکها، مزایا و اطلاعات حیاتی را برای همسایگان ما ارائه میدهند. گیل نیز از این مرکز استفاده کرد.
بعد از گپ زدن با یکی از کارکنان در مرکز در مورد وضعیتش، عضو تیم ما با اشتیاق به او اطلاع داد که میتوانیم در مورد رزومهاش کمکش کنیم! و دقیقاً همین کار را کردند.
« [ Ballard Food Bank ] در مورد رزومه و شغلم خیلی به من کمک کرد. منابع خیلی زیادی وجود دارد، از مسکن گرفته تا منابع پستی. من از همه آنها استفاده نکردهام، اما احساس میکنم که از خیلی از اهالی سیاتل حمایت میکند. و جای امیدواری هست - انگار وقتی هیچ چیز نداری، هیچکس نیست .
پس از سه ماه بازدید Ballard Food Bank و با ارسال رزومه جدید و بهبود یافته، به گیل موقعیتی در صنعت متفاوتی پیشنهاد شد که او از آن بسیار لذت میبرد. او میگوید که ساعات کاری بسیار خوبی دارد و از آن زمان خانوادهاش را برای نزدیکتر بودن به نقش جدیدش به محل دیگری منتقل کرده است.
وقتی از او درباره تغییرات شرایطش و تصمیمش برای کمک به همسایهها در گروه «هیچچیز نخرید» میپرسم، به سادگی میگوید: «این طبیعت من است. اگر میتوانستم، دنیا را سیر میکردم. این تنها کاری است که میتوانم به انجامش فکر کنم. سیر شدن مهم است و غذا خوردن باید یک حق باشد، نه یک امتیاز.»
او شریک قبلیاش را به یاد میآورد که برای این ویژگی او ارزشی قائل نبود. در گذشته، بچههای محله وقتی جای دیگری برای غذا خوردن نداشتند، به او مراجعه میکردند. او قبل از غذا دادن به آنها دو بار فکر نمیکرد و شریک قبلی با تمسخر میگفت: «اگر میتوانستی، دنیا را سیر میکردی.»
او به جای اینکه از این موضوع ناراحت شود، آن را به یک شعار مثبت تبدیل کرد و از یک شعار به عمل.
از طریق Ballard Food Bank گیل حمایتهای تثبیتکنندهای پیدا کرد که به او کمک کرد شغل جدیدی پیدا کند و همچنین برای خودش، پسرش و چورو غذا تهیه کند. دو سال پس از اینکه او به Ballard Food Bank برای کمک، دیدن کارهایی که او برای کمک به تغذیه همسایگانش انجام داده، فوقالعاده الهامبخش است.
گیل، از اینکه داستانت را به اشتراک گذاشتی و از طریق غذا و امید برای جامعه ما تلاش کردی، از تو متشکرم.